غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

1

دستور الوزراء ( فارسى )

[ مقدمه ] بسمه تعالى اى نام تو سردفتر اسرار وجود * وز بود تو خلق هردو عالم موجود از حكمت شاملت ز رأى وزراء * شد عاقبت كار سلاطين محمود فهرست روزنامهء نامدارى و ابواب مجموعهء كامگارى موشح و مزين به حمد و ثناى كريمى تواند بود كه اوراق ليالى و ايام و دفاتر شهوز و اعوام بمواهب انعام و مواجب اكرام او مشحونست و بدايع نعم موفور و لطايف كرم نامحصورش كه از ديوان « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ » در وجه ارزاق كاينات توجيه يافته از سمت نقصان و تغيير محروس و مصون ، رباعى اى صاحب جود و كرم نامحصور * مشحون ز عطاى تست ايام و شهور انعام تو نسبت بخلايق موفور * بىشايبهء قصور تا روز نشور قديرى كه « يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ » بىوسيلهء وزير و كتاب بيك لمحهء بصر از محاسبهء اعمال خير و شر جن و انس و معشر بشر باز پردازد و در موازنهء حسنات اصحاب هدايت اصناف مكرمت مبذول داشته خرمن سيئات ارباب معصيت را بشفاعت صاحب ديوان رسالت نابود سازد ، شعر اى منت احسان تو بر جان همه * فضل تو بود منبع احسان همه در روز حساب هم باذنت باشد * لطف نبوى شفيع عصيان همه